با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست
انگاری هیچ چیزی مرحم واسه این زخمهای تن نیست
من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامی
رفتی بی من ولی انگار هر جا میرم تو باهامی
رفتی گفتی خاطراتت جای من واست میمونه
کاشکی بودی و می دیدی دلم از دوریت میخونه
کاش اینقد دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه
کاش دلت سنگی نبود دل من مثل یه شیشه
کاش فقط یه روز دیگه بی تو من دووم بیارم
تا بتونم بازم عشقم تورو رو چشام بذارم...
میدونم برگشتنه تو دیگه یه خواب و خیاله تا دوباره تو رو داشتن آرزویی که محاله

دوستت داشتم دوستت دارم دوستت خواهم داشت...
میگن عشق تنفر و نفرت ولی هیچ وقت از عشقی که داشتم متنفر نیستم چون همین دوست داشتن وعاشق بودنم قشنگه حتی اگه به عشقت نرسیدی نفرت نداشته باش اگه به خاطراتت سر بزنی میبینی که چقدر زیباست همین جدایی...به خدایی میسپارمتون به خدایی که فقط عاشق او بودن چیز دیگریست...عاشق بمانید عاشق باشید و دوست بدارید عشق را حتی اگر جدایی باشد....
آرزو دارم ارزوهات آرزو نماند ای همیشه آرزویم...فدای تو آرزو بای



|
+| نوشته شده توسط arezoo در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت 15:18
|